تبلیغات
پایگاه اطلاع رسانی میثم تمار - عناصر عاشـــوار: عنصر منطق و عنصر حماسه و عنصر عاطفه

مولتی هاستر

پایگاه اطلاع رسانی میثم تمار - عناصر عاشـــوار: عنصر منطق و عنصر حماسه و عنصر عاطفه

ما خواسته ها را فعل می کنیم

از ما بخواهید ...............
صفحه خانگی اضافه به علاقمندی ها نسخه ی موبایل
تبلیغات

معرفی سایت به دوستان

 
نام شما :
ایمیل شما :
نام دوست شما:
ایمیل دوست شما:


Powered by ParsTools

آمار

کل مطالب ارسالی:
کل نویسندگان:
بازدید امروز:
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل:
بازدید کل :
آخرین بازید :
آخرین بروزرسانی:

خوش آمدید
تبلیغات

مقدمه1: تحلیل و نگاهی نو به حركت اباعبدالله (علیه‌السلام) همیشه جذاب بوده و همیشه به عنوان یك خواسته‌ و تقاضا برای مخاطب مطرح بوده و یك مطالبه‌ی به حق از همه‌ی تحلیلگران تاریخی و سیاسی اسلام خواهد بود. اینها همه بهانه‌ایی شد كه برای تبیین یك تحلیل نو و یافتن یك نگاهی جدید به سراغ رهبر انقلاب و امام امت حضرت آیـــت الله امــام خامنـــه‌ای (حفظه‌الله) برویم و از زاویه دید و دقت معظم له به حركت عاشورا نگاه كنیم. آنچه در ادامه خواهید خواند خلاصه‌ایی است از بیانات امام خامنه‌ای (حفظه‌الله) كه در جمع روحانیون و مبلغان ماه محرم در بهمن‌ماه سال 1384 ایراد شده است.


مقدمه2(از بیانات معظم له) : حركت حضرت ابی‌عبدالله(علیه‌السلام) با این حركت – كه در زمان خود دارای توجیه عقلانی و منطقی كاملا روشنی بود – یك سرمشق را برای امت اسلامی نوشت و گذاشت. این سرمشق فقط شهید شدن هم نیست؛ یك چیز مركب و پیچیده و بسیار عمیق است. سه عنصر در حركت حضرت ابی‌عبدالله(علیه‌السلام) وجود دارد:

عنصر اول »» منطــــق و عقــــل

عنصر منطق و عقل در این حركت، در بیانات آن بزرگوار متجلی است؛ قبل از شروع این حركت، از هنگام حضور در مدینه تا روز شهادت. جمله، جمله‌ی این بیـــانات نورانی، بیان‌كننده‌ی یك منطق مستحكم است. خلاصه این منطق هم این است كه وقتی شرایط وجود داشت و متناسب و بد، وظیفه‌ی مسلمان،‌ "اقــــــدام" است؛ این اقدام خطر داشته باشد در عالی‌ترین مراحل، یا نداشته باشد.

خطر بالاتر از این است كه انسان جان خود و عزیزان و نوامیس نزدیك خود – همسر،خواهر،فرزندان و دختران – را در طبق اخلاص بگذارد و به میدان ببرد و در معرض اســارت قرار می‌دهد. این‌ها چیزهایی است كه از بس تكرار شده، برای ما عادی شده، در حالیكه هر یك از این كلمات، تكان‌دهنده است. بنابراین، حتی اگر خطر در این حد هم وجود داشته باشد، وقتی شرایط برای اقدام متناسب با این خطر وجود دارد، انسان باید اقدام كند و دنیا نباید جلوی انسان را بگیرد؛ ملاحظه كاری و محافظه‌كاری نباید مانع انسان شود؛ لذت و راحت و عافیت جسمانی نباید مانع راه انسان شود؛ انسان باید حركت كند. اگر حركت نكرد، اركان ایـــــــــمان و اســــــــلام او برجا نیســــت.

منطق این است. وقتی اساس دین در خطر است، اگر شما در مقابل این حادثه‌ی عظیم، با قول و فعل وارد نشوید، حق علی الله است كه انسان بی‌مسؤولیت و بی‌تعهد را با همان وضعیتی كه آن طرف مقابل – آن مستكبر و آن ظالم – را با آن روبه‌رو می‌كند، مواجه كند.  

عنصر دوم »» حماســــه

عنصر دوم، حماسه است؛ یعنی این مجاهدتی كه باید انجام بگیرد، باید با‌عزت اسلامی انجام بگیرد، چون العزه الله و لرسوله و للمؤمنین. مسلمان در راه همین حركت و این مجاهدت هم، بایستی از عزت خود و اسلام محافظت كند. در اوج مظلومیت، چهره را كه نگاه می‌كنی، یك چهره حماسی و عزت‌مند است. اگر به مبارزات سیاسی، نظامی گوناگون تاریـــــــــخ معاصــــر خودمان نگاه كنید، حتی آنهایی كه تفنگ گرفته‌اند و به جنگ رویاروی جسمی اقدام كرده‌اند، می‌بینید كه گاهی اوقـــات خودشان را ذلیل كردند!

اما در منطق عاشورا، این مسأله وجود ندارد؛ همان جایی هم كه حسین‌بن‌علی(علیه‌السلام) یك شب را مهلت می‌گیرد، عزت‌مندانه مهلت می‌گیرد، همان جایی كه به همه می‌گویند: "هل من ناصــــر – اسنتصار می‌كند – از موضع عزت و اقتدار است؛ آن جایی كه در بین راه مدینه تا كوفه با آدم‌های گوناگون برخورد می‌كند و با آنها حرف می‌زند و از بعضی از آنها یاری می‌گیرد، از موضع ضعف و ناتوانی نیســـت؛ این هم یك عنصر برجسته‌ی دیگر است.

عنصر سوم »» عاطفــــــه

عنصر سوم؛ عاطفه است؛ یعنی هم در خود حادثه و هم در ادامه و استمرار حادثه، عاطفه یك نقش تعیین كننده‌ای ایـــجاد كرده است، كه باعث شد مرزی بین جریـــان عاشورایی و جریان شیعی با جریان‌های دیگر پیدا شود. حادثه‌ی عاشـــورا، خشك و صرفا استدلالی نیست، بلكه در آن عاطفه با عشق و محبت و ترحم و گریه همراه است.

قدرت عاطفه، قدرت عظیمی است؛ لذا ما را امر می‌كند به گریستن، گریاندن و حادثه را تشریح كردن. زیــــنب‌كبری(سلام‌الله‌علیها) در كوفه و شام منطقی حرف می‌زند، اما مرثیه می‌خواند؛ امام سجاد بر روی منبر شام، با آن عزت و صلابت بر فرق حكومت اموی می‌كوبد، اما مرثیـــــــــه می‌خواند.

این مرثیه خوانی تا امروز ادامه دارد و باید ادامه داشته باشد، تا عواطف متوجه بشود. در فضای عاطفی و در فضای عشق و محبت است كه می‌توان خیلی از حقایق را فهمید، كه در خارج از این فضاها نمی‌توان فهمیـــد.

والسلام علیكم و الرحمه الله و بركاته




 
حسین آرام جانم

کلیه مطالب درج شده در این سایت مطلق به پایگاه اطلاع رسانی میثم تمار می باشد