تبلیغات
پایگاه اطلاع رسانی میثم تمار - ویژه نامه میلاد حضرت زینب (س)

مولتی هاستر

پایگاه اطلاع رسانی میثم تمار - ویژه نامه میلاد حضرت زینب (س)

ما خواسته ها را فعل می کنیم

از ما بخواهید ...............
صفحه خانگی اضافه به علاقمندی ها نسخه ی موبایل
تبلیغات

معرفی سایت به دوستان

 
نام شما :
ایمیل شما :
نام دوست شما:
ایمیل دوست شما:


Powered by ParsTools

آمار

کل مطالب ارسالی:
کل نویسندگان:
بازدید امروز:
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل:
بازدید کل :
آخرین بازید :
آخرین بروزرسانی:

خوش آمدید
تبلیغات



ویژه نامه سالروز میلاد حضرت زینب (س)

بانوی بزرگ ایمان «زینب» در سال پنجم هجری دیده به جهان گشود.

او سومین فرزند ارجمند خاندان وحی و رسالت و دودمان پاک و بلندآوازه‌ی امامت بود. نگارنده او را بسیار بی‌نیاز از تعریف و تمجید می‌بیند و به واقع در وصف بانویی گران‌قدر که پدرش امیر مؤمنان و مادرش سالار بانوان جهان «فاطمه» پاره‌ی تن پیامبر و دو برادرش «حسن» و «حسین» سالار جوانان بهشت هستند، چه میتوان نگاشت؟

راستی که او میوه‌ی فضیلتها و ثمره‌ی عظمت‌هایی بود که هاله‌ای از شرف و پاکی و قداست و شکوه از هر سو او را در میان گرفته بود.

با این بیان شما خواننده‌ی عزیز دیگر از سینه‌ی پربار و آکنده از عشق و ایمانی که او را شیر داد و از دامان پاکی که او را بسان گل پرورید، و از تربیت و پرورشی که همواره در مورد او بکار رفت، و از بیت رفیعی که او در آنجا دیده به جهان گشود، و از عامل وراثت و آنچه از این راه به او ارزانی گردید، و نیز عکسالعمل و بازتاب شیوه‌های تربیتی و تأثیر جو مقدس خانوادگی که روح بزرگ او اثر نهاد، و نیز از ارزش‌های اخلاقی و مواهب بی‌شماری که به او ارزانی داشت و در مزرعه‌ی پربار وجود او به گل نشست و شکوفا گردید، چیزی مپرس و مگو که وصف‌ناپذیر است!

اما راستی چقدر دردناک است که بگوییم تاریخ در مورد او ستم و بیداد روا داشت، همان‌گونه که در مورد پدر و مادر گرانمایهاش، چرا که تاریخ آنسان که شایسته و بایسته است زندگی او را پی نگرفت و آن گونه که زیبنده‌ی شخصیت بانوی اندیشمند و فرزانه‌ی «بنیهاشم» و نواده‌ی پیامبر خدا و قهرمان بزرگ ایمان و شجاعتی چون «زینب» باشد، زندگی او را ترسیم ننموده است.

 

هدیه آسمان

به هر روی آنگاه که او دیده به جهان گشود، نیای گرانقدرش پیامبر نام او را «زینب» نهاد. واژه‌ی مقدس و جان‌بخشی که از «زین» و «اب» شکل گرفته است و به مفهوم زینت و آراستگی پدر میباشد.

نویسنده‌ی کتاب «الحسین و بطلة کربلا» مقاله‌ای را از یک روزنامه‌ی پر تیراژ مصری که پیرامون شخصیت والای این بانوی بزرگ نوشته شده است در کتاب خویش میآورد که ما در اینجا فرازهایی از آن را می‌آوریم و می‌گذریم:

زینب دخت امیر مؤمنان در ماه شعبان به سال پنجم از هجرت دیده به جهان گشود. مادرش او را نزد پدر والامقامش علی علیهالسلام آورد و گفت: علی جان! این نوزاد را بگیر و برای او نامی شایسته برگزین.

علی علیهالسلام فرمود: من در نام‌گذاری فرزندم بر پیامبر خدا پیشی نمی‌گیرم.

آن روز پیامبر در سفر بود. هنگامی که آمد، به خانه‌ی «فاطمه» وارد شد. از او خواستند تا نامی بر نوزاد خاندان رسالت برگزیند که فرمود: «من بر پروردگارم سبقت نمی‌جویم.»

در این لحظات بود که فرشته‌ی وحی فرود آمد و با تقدیم سلام و تهنیت خدا به پیامبرش گفت: «ای پیامبر خدا! نام این نوزاد مبارک «زینب» است، چرا که خدا این نام زیبا و شایسته را برای او برگزیده است.»

 فرشته‌ی وحی فرود آمد و با تقدیم سلام و تهنیت خدا به پیامبرش گفت: «ای پیامبر خدا! نام این نوزاد مبارک «زینب» است، چرا که خدا این نام زیبا و شایسته را برای او برگزیده است»

سمبل پایداری

آری این بانوی بزرگ، هم دارای زندگی درخشان و تاریخ سرشار از فضایل انسانی و ارزش‌های اخلاقی است و هم همه‌ی مراحل زندگی الهامبخش و درس آموزش با حوادث اندوه بار و درد و رنج آمیخته بود.
حضرت زینب علیهاالسلام

در بخش مهمی از عمرش به طول ربع قرن با فاجعه‌ی جان‌سوز رحلت نیای گرانقدرش پیامبر و مادر شایسته اش «فاطمه» و رخدادهای سخت دیگری، روبرو گردید. آنگاه با روزگار سختی روبرو شد که پدرش امیر مؤمنان خانه‌نشین گردید و آزادی و امنیت و همه‌ی امکانات از او سلب شد.

سپس هجرت پدرش از مدینه به کوفه که مرکز حکومت پدرش گردید، پیش آمد و از پی آن اراده‌ی حکیمانه‌ی الهی او را با شهادت پدر- یعنی حادثه‌ی دردناک و فاجعه‌ی تکان دهنده‌ای که آسمان‌ها را به لرزه درآورد- داغدار ساخت. به دنبال آن شاهد و ناظر جنگ ظالمانه‌ای بود که معاویه بر ضد برادرش، حضرت مجتبی علیهالسلام و شیعیان او شعلهور ساخت و پس از آن هم با نقشه‌ی ابلیسی خویش آن حضرت را با سم خیانت به شهادت رسانید و سیطره‌ی استبدادی خویش را به ضرب زور و فریب و خیانت و تطمیع به جهان اسلام تحمیل کرد. پس از سالیانی چند ناگهان آن بانوی قهرمان با رخداد دیگری که به راستی بزرگ‌ترین فاجعه‌ی تاریخ بود، روبرو گردید. فاجعه‌ی تکاندهنده و خون باری که دارای ابعاد گوناگون و مسیری طولانی بود. اما شگفت اینجاست که این بانوی قهرمان در برابر این حوادث سخت و شکننده، قهرمانانه و نستوه، پایداری ورزید و بی آنکه احساس شکست یا پریشانی نماید و یا اعصاب پولادین خویش را از دست بدهد و یا بر هوشمندی و آگاهی و درایتاش خدشه‌ای وارد آید، رسالت سترگ و پرشکوه خویش را از آغاز تا انجام به شایستگی انجام داد و پا به پای انجام وظیفه و رساندن پیام، به مدینه بازگشت.

پس از این پایداری شگرف در راه حق و عدالت، استبداد حاکم او را تبعید ساخت و آن بانوی بزرگ به «مصر» رفت و خدا چنین مقرر فرمود که آن حضرت در همان جا جهان را بدرود گوید و پرونده‌ی سراسر افتخار زندگی شگفت‌انگیز و الهامبخش او در سرزمین «نیل» گشوده بماند و آرامگاهش پناهگاه و نقطه‌ی امید میلیون‌ها قلب و دل در طول عصرها و نسل‌ها... گردد.

کرامتی‏ از بانوی آب و آئینه


هر چند هزاران کرامت از این بانوى بزرگوار سر زده است، اما فقط نمونه‏اى را نقل مى‏کنیم.


ولادت حضرت زینب (س)

مرحوم ثقةالاسلام نورى از سید محمدباقر سلطان‏آبادى نقل مى‏کند:

«به چشم‏درد شدیدى در چشم چپ مبتلا شدم. هرچه درمان کردم فایده‏اى نکرد و برعکس مریضى‏ام شدیدتر شد. بعضى از دکترها مى‏گفتند قابل علاج نیست. برخى هم قول شش ماه بعد مى‏دادند و من هر روز از روز قبل نالان‏تر مى‏شدم تا این‏که سیاهى چشمم گرفته شد و دیگر نمى‏توانستم بخوابم. در آن موقع یکى از دوستانم براى خداحافظى به دیدنم آمد. او مى‏خواست به کربلا برود. من هم با او همراه شدم. در منزل اول دردچشم شدیدتر شد و همه مرا شماتت مى‏کردند مگر یک نفر. بالاخره به منزل دوم رسیدیم، درد شدیدتر از قبل شد و ورم چشمم افزون‏تر؛ تا اینکه نزدیک سحر آرام شد.

کاش بسته روى چشمم را باز مى‏کردم. تا باز کردم، دیدم همه‏چیز را مى‏بینم. صدا زدم که رفقا بیایید. همه آمدند و گفتند: کدام چشمت درد مى‏کرد؟

در عالم رؤیا عقیله بنى هاشم، زینب کبرى‏(سلام‌الله‌علیها)، را دیدم که گوشه مقنعه‏اش را به چشمم مى‏کشید.

از خواب بیدار شدم و چشمم خوب شد.

دوستانم باور نمى‏کردند، سوار شدیم در بین راه درد و ناراحتى احساس نمى‏کردم.

من که همیشه ناراحت و عاجز بودم، پیش خود گفتم: کاش بسته روى چشمم را باز مى‏کردم. تا باز کردم، دیدم همه‏چیز را مى‏بینم. صدا زدم که رفقا بیایید. همه آمدند و گفتند: کدام چشمت درد مى‏کرد؟ گفتم: چشم چپم بود. هرچه نگاه کردند تفاوتى بین چشم چپ و راستم ندیدند.

چرا زینب(س) را عقیله می خوانند؟


در مورد دوران کودکی و نوجوانی زینب (علیها‌السلام) اطلاعات زیادی در دست نیست؛ ولی پس از گذشتن ده‌ها سال از این دوران، زینب از خانه بیرون می‌آید و حادثه سرنوشت ساز کربلا، او را به ما نشان می‌دهد.


زینب کبری

چنان که طبری در تاریخش نقل می‌کند، حمید بن مسلم، یکی از افرادی است که زینب (علیها‌السلام) را در کربلا با دیدگان خود دیده است. او این بانوی بزرگوار را برای ما این گونه توصیف می‌کند: "گویا می‌بینم زنی را که مانند خورشید می‌درخشید و با شتاب از خیمه گاه بیرون می‌آمد. پرسیدم: او کیست؟ گفتند: او زینب، دختر فاطمه دختر پیامبر خدا است."(1)

اگر بخواهیم شخصیت زینب (علیها‌السلام) را بیشتر بشناسیم، بهتر است که منتظر شویم تا حوادث، از دلیری و پایداری او پرده بردارد و او را به عنوان بهترین نمونه از دلاوری و زیر بار ظلم نرفتن و بزرگ منشی به ما بنمایاند. به همین زودی است که تعجب مورّخان از ایستادگی زینب (علیها‌السلام) و استقامت او در برابر یزید بن معاویه آشکار می‌شود.

ابن حجر(عسقلانی) در کتاب "الاصابه"، زینب (علیها‌السلام) را با صفاتی چون "عاقله، خردمند و حکیم" وصف می‌کند.(2) او در شرح حال زینب (علیها‌السلام) به ماجرای گستاخی مرد شامی در مجلس یزید و واکنش زینب(علیها‌السلام) اشاره می‌کند و در این زمینه می‌گوید: "پاسخ زینب به یزید نشان از عقلانیت و قوت قلب و روح این بانو دارد."(3)

مردم آن عصر در کربلا و در مجلس استاندار کوفه و مجلس یزید بن معاویه سخنانی از زینب (علیها‌السلام) میشنوند که فصاحت و بلاغتش همه را متعجب میکند؛ به همان اندازه‌ای که امروز ما را به تعجب میاندازد و همگی به فوق‌العادگی او و سخنوری و سحر بیانش گواهی میدهند.(4) و (5)

پس از انتهای خطبه او در کوفه، علی بن الحسین (علیهما السلام) متوجه زینب (علیها‌السلام) می‌شود و می‌گوید:

"عمه جان! تو به حمدالله ناخوانده، دانایی و نیاموخته، خردمند هستی ..."(6)

صفات برجسته‌ای در زینب (علیها‌السلام) جمع بوده که هیچ یک از زنان عصر او آن‌ها را دارا نبوده اند، لذاست که به عقیله بنی‌هاشم (بانوی خردمند بنی‌هاشم) معروف گردید. لذا وقتی ابن عباس ـ صحابی پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) ـ می‌خواهد از او روایتی نقل کند، چنین می‌گوید: "بانوی خردمند ما، زینب دختر علی چنین گفت ..."

ابن طیفور نیز در کتاب "بلاغات النساء" از قول راوی این گونه نقل می‌کند:

"پس از شهادت حسین(علیه السلام) وارد کوفه شدم ... و زینب را دیدم. به خدا قسم بانوی باحیاتر، ناطق‌تر و گوینده‌تر از او ندیدم. گویا از زبان امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب (علیه السلام) سخن می‌گفت."(7)

این شمایل زینب (علیها‌السلام) است؛ به طوری که او را در کربلا دیده‌ایم و چنان که در زمان جوانی‌اش نمونه‌ای از فضایلش برای ما نمایان شده، زیرا می‌شنویم که او در مهربانی و رقّت قلب به مادرش و در دانش و پرهیزکاری به پدر مانند بوده است.

زینب کبری

و بر اساس بعضی از روایات، زینب (علیها‌السلام) دارای مجلس علمی پرباری بوده و زنانی که می‌خواستند مسائل دین را بیاموزند، در آن مجلس حاضر می‌شده و کسب دانش می‌کرده‌اند.(8)

صفات برجسته‌ای در زینب(علیها‌السلام) جمع بوده که هیچ یک از زنان عصر او آن‌ها را دارا نبوده اند، لذاست که به عقیله بنی‌هاشم (بانوی خردمند بنی‌هاشم) معروف گردید. لذا وقتی ابن عباس ـ صحابی پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) ـ می‌خواهد از او روایتی نقل کند، چنین می‌گوید: "بانوی خردمند ما، زینب دختر علی چنین گفت ..."(9)

شهرت زینب (علیها‌السلام) بدین لقب تا حدی بود که وقتی می‌گفتند "بانوی خردمند"، همه می‌فهمیدند منظور زینب (علیها‌السلام) است. فرزندان او نیز به چنین لقبی افتخار می‌کردند و به «زادگان بانوی خردمند» شناخته شده بودند.

پیامک تبریک میلاد حضرت زینب(سلام الله علیها)

زینب کبری

استقامت در لغت صبر است و معنا زینب است

صبرباشد قطره ای ناچیزو دریا زینب است

_____

زینت دوش نبی باشد حسین بن علی       

آنکه باشد زینت دامان بابا زینب است

_____

کیست زینب اسوه شرم و حیا

قهرمان صبر در میدان عشق

_____

کیست زینب آن که در نطق و بیان

هست استاد دبیرستان عشق

_____

ایوب صابراست ولیکن دراین مقام

انصاف ده که ریزه خور خوان زینب است

_____

در سپهر معرفت خورشید خاور زینب است

درشرف با حضرت زهرا برابر زینب است

_____

زینب کبری

مادرگیتی نزاید همچو زینب دختری

یک مدال افتخار ازبهر مادر زینب است

_____

گرنشد ممکن علیّ مرتضی را فتح شام

آنکه شهر شام راکرده مسخّر زینب است

_____

کیست زینب آنکه عالم واله وحیران اوست

نورعصمت جلوه گرازچهره تابان اوست

_____

آستان حضرت زینب حریم کبریاست

بندگان را دست حاجت جمله بردامان اوست

_____

آنکه دریای دلش را دُرّ حلم آراسته

آن که ازدانش بود ذهنش معطّر، زینب است

______

آن که دارد صد جهان پیرایه برتن ازکمال

کوه جرأت دختر زهرای اطهر، زینب است


تصاویر ویژه

تصاویر ویژھ ولادت حضرت زینب س 90 
 تصاویر ویژھ ولادت حضرت زینب س 90 
 تصاویر ویژھ ولادت حضرت زینب س 90 
 تصاویر ویژھ ولادت حضرت زینب س 90 
 تصاویر ویژھ ولادت حضرت زینب س 90 
 تصاویر ویژھ ولادت حضرت زینب س 90 
 تصاویر ویژھ ولادت حضرت زینب س 90 
 تصاویر ویژھ ولادت حضرت زینب س 90 
 تصاویر ویژھ ولادت حضرت زینب س 90 

برگرفته شده از وبسایت تبیان




 
حسین آرام جانم

کلیه مطالب درج شده در این سایت مطلق به پایگاه اطلاع رسانی میثم تمار می باشد